|
"به نام سلطان عشق"
|
||||
|
|
||||
تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلوده به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خک و تو رفتی و هنوز سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق این پندارم که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت. شعر : حمید مصدق
+
نوشته شده در جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 8:57 بعد از ظهر توسط صالح"ایمان"
|
