|
"به نام سلطان عشق"
|
||||
|
|
||||

امشب در خلوت تنهایی ام آهسته آهسته بی تو گریستم
کاش صدای هق هق گریه ام را باد به تو می رساند
تا بدانی که بی تو چه می کشم...
کاش قاصدک به تو می گفت که در غیاب تو
رودی از اشک به راه انداخته ام..
و کاش پرنده ی سوخته بالٍ عاشق از جانب من
به تو این پیغام را می رساند که:
امید و آرزوهایم بی تو آهسته آهسته
در حال فروریختن است....
مي نويسم براي تويي كه به اميد دوباره ديدنت زنده ام
پس پروانه من زودتر بيا...
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 1:18 قبل از ظهر توسط صالح"ایمان"
|


+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 1:10 قبل از ظهر توسط صالح"ایمان"
|
