تبليغاتX
عشق را در پستوی خانه نهان با ید کرد

درد عشق



دردی در سينه ام دارم كه مپرس

درد عشقی در جان دارم كه مپرس ، راه دشواری در پيش دارم كه نگو

دلم از دوری تو به درد آمده ، درد قلبم در اين زندگی به جانم آمده

درد دوری تو ، و درد..........

عزيزم بيا ، بيا در كنارم تا لا اقل ديگر اين درد دوری در سينه ام نباشد

خودم درد دارم ، پس اين درد دوری را ديگر در قلب من نگذار بماند

دردی در سينه ام دارم كه مرا پريشان ميكند

با وجود اينكه قلبم به دور از عشق پر از درد است ولی باز من با تو می مانم

با تو می مانم با همين قلب پر از درد

با تو می مانم كه بگويم دوستت دارم ، تا ابد و تا جايی كه جان داشته باشم

درد عشقی دارم كه نگو ، ساز غمگينی می شنوم كه مپرس

راه زندگی را تنها به اميد تو ميپيمايم! راه زندگی را تنها به اميد رسيدن به تو ادامه ميدهم

بيا ای كسی كه درد عشق را در قلب من گذاشتی ، بيا ای كسی كه مرا به عزای لحظه هايم

نشاندی ، بيا و با حضورت در كنارم قلبم را آرامتر كن ، قلب پر از درد مرا با حضورت شفا

بده

تو دوای درد منی ، تو اميد زندگی منی

ای كه تو آتش عشق را در وجود من شعله ور كردی ، بيا و اين آتش سوزان عشق را با

حضورت در كنارم خاموش كن ، بيا و با خود باران عشق را در اين قلب پر از درد من نازل

كن! بيا و باران عشق را بر روی كوير تشنه و خشك و پر از درد قلبم نازل كن تا قلبم دريايی

شود كه هر قطره از آب آن دريا پر از محبت و عشق تو باشد

درد نهفته ای در قلبم دارم كه نمی گويم ، تو ديگر اين درد مرا تبديل به سرطان عشق نكن

صداقت ، يكرنگی ، يكدلی ، عشق ، محبت در قلبم دارم ! اما قلب من با دردی كه دارد اين

احساست عاشقی را نيز به درد آورده است

با حضور تو در قلبم اين احساسات پاك را آرام كن و اميدوارم كن به زندگی

درد عشق درمانی ندارد ، درد عشق آرامی ندارد ، درد عشق راه چاره ای ندارد اينك تو بيا و

مرا آرام كن ، تو كه دوای هر درد بی درمان منی عزيزم

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 7:55 بعد از ظهر توسط صالح"ایمان" |

خدایا!

مگذاردعاکنم

که مراازدشواری هاوخطرهای زندگی

مصون داری

بلکه دعاکنم تادررویارویی باآنها

بی باک وشجاع باشم.

مگذارازتوبخواهم

دردمراتسکین دهی

بلکه توان چیرگی برآن رابه من ببخشی.


خدایم!

متبرکم کن

تا یگانه درسی راکه نیازمندش هستم بیاموزم:

اتکای کامل به تو.

خدایم!

دیری ست ازتوجدامانده ام

مرابه خانه بازگردان!


خدایا!

به توعشق می ورزم

بیشتر وبیشتربه توعشق می ورزم.

تورابیش ازهرچیزدیگری دراین دنیا

دوست می دارم.

چنان به توعشق می ورزم که

سرمست وبی خودمی شوم.

خدایم!

مراعشق پاک وخلوص وعبودیت عطا کن.

متبرکم کن تادنیاباتمامی

غم هاوخوشی هایش زشتی هاوزیبایی هایش

مرانفریبد.


خدایا !

بگذار

در چرخه ای که دوباره می چرخد چرخ زندگی هامان بچرخد

و هیچ جوانی حسرتخوار زندگی دیگری نباشد

و هیچ کودکی در اندوه شیرینی یک گیلاس ننشیند

و هیچ پیری آزرده موهای سپیدش نشود

خدایا !

شبت قرارگاه دلهای عاشق است

نه جای امن دزدان و بدکاران

به ماه فرمان ده تا نورش را بالا پوش بندگانت کند

نه شبچراغ بد اندیشان روزگار

خدایا !

دلهایمان را چنان وسعت ده که خانه همه بندگانت شود

و حقارت را از ما بران تا برای مشتی برنج و قرصی نان بر هم تیغ نکشیم

و دشنام نگوییم و برادرانمان را دشمن نخوانیم

نگذار خاطره دیروزهای پر از تو را فراموش کنیم

و دل خوش باشیم به امروز پر کینه

و شرمسار فردایمان باشم

خدایا !

بگذار

در این روزها که می آید نیت کنیم

که در خانه هر مسلمانی

سلامتی باشد

شور باشد

شعر باشد

ساز باشد

و عشق

عشق نیز باشد .

خدایا !

خودت به فریادمان برس !

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 7:51 بعد از ظهر توسط صالح"ایمان" |

آفتابگردان با غم همچنان

از تو میخواهد که خورشیدش شوی

گر به احساسش بتابی نور مهر

غرق شعر ناب نوشینش شوی

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 7:39 بعد از ظهر توسط صالح"ایمان" |

 

اگر گفتی هوس چیه ؟

هوس مادر خیانت

هوس فرزند شیطان

هوس منشاء دروغ

هوس انتهای ذلالت

هوس نابود کننده عشق

هوس خالق نا امنی

هوس پایه گذار شهوت

هوس باعث آبرو ریزی

هوس قویترین سلاح شیطان

هوس کثیف ترین حس بشری

هوس انسانیت رو از آدمی صلب می کنه

 

                                   ولی از همه مهمتر          

                                          هوس صمیمی ترین دوست من و توست

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 2:25 بعد از ظهر توسط صالح"ایمان" |

غرورت را به خاطر دل کسي که دوستش داري بشکن ولي هيچ وقت دل کسي را که دوستش داري به خاطر غرورت نشکن

: زدست ديده و دل هردوفرياد هردوفرياد كه هرچه ديده بيند دل كندياد

: اي خوش آنروز كه در صفحه شطرنج دلت - شاه عشق بودم و با كيش رخت مات شدم

اگه احساسموکشتی اگه ازیادمنوبردی اگه رفتی بی تفاوت به غریبه دل سپردی بدون اینوکه دل من شده جادوبه طلسمت یکی هست اینوردنیاکه تویادش مونده اسمت

: از سحر تا به سحر مژده ديدار تو بود/چه كند اين دل من هر شبه بيدار تو بود/گوشه چشمي به دل غم زده ام كافي بود/كه بگويم دل من يكسره بيمار تو بود

: بوديم وكسي پاس نمي داشت كه بوديم باشد كه نباشيم وبدانند كه بوديم

: گويند كه دوزخي بود عاشق ومست،قوليست خلاف دل در آن نتوان بست.گرعاشق ومست دوزخي باشند،فردا نگري بهشت راچون كف دست

: آنان که گفتن بهر تو مردن دروغ گفتند من راست گفتم که برای تو زنده ا م

: نقش بستم رخ زیبای تو در خا نه دل . خا نه ویران شده و آن نقش به دیوار بماند

اگر روزی خبر مرگم را شنیدی دوست دارم برایم گریی نکنی و اشک نریزی چون خودت بهتر میدانی که رهایی برای عاشقان مرگ است و این مردن می باشد که مرا از سوختن نجات می دهد . دوست دارم ÷س از مرگم چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند که من چشم انتظار بودم . دستانم را باز بگذارید تا همه بدانند در انتظار آغوشی گرم بودم و خلاصه بر سر مزارم عکس معشوق را همراه با دو قطعه یخ بگذارید تا با اولین طلوع آفتاب یخها آب شده و جای معشوق بگریند

: در غروبی غمگین ناله کردم هیچ کس یادم نکرد آرزوی مرگ کردم مرگ هم شادم نکرد

ش

 حسرت نيمه ي اول!!!

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 8:9 بعد از ظهر توسط صالح"ایمان" |

وقتي گلدون خونمون شکست!!!...

پدرم گفت: قسمت اين بود...

مادرم گفت:حيف شد...

خواهرم گفت: قشنگ بود...

داداشم گفت : کاش دوتا داشتيم......

اما وقتي دل من شکست کسي به فکرش نبود.

هيچ کس نمي تونه به دلش ياد بده که نشکنه.

ولي من حداقل مي تونم بهش ياد بدم که وقتي شکست با لبه هاي                               

        تيزش دست اوني که شکسته رو نبره...

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 7:58 بعد از ظهر توسط صالح"ایمان" |

امکانات - ارتباط از طریق یاهو
اين سایت را صفحه خانگي
خود كنید !   تماس با مدیر
سایت !   اضافه کردن این سایت به
علاقه مندیها !   لینک
RSS
نامه به مدیر وبلاگ
متن نامه خود را بنویسید